تبلیغات
بانوان

بعضی چیزها را که آدم می شنوه نمی دونه چی بگه. رفیقی داشتم  که می گفت: سر کلاس درس، آخر وقت کلاس گفتم یک کم با بچه ها در زمینه مسائل دینی صحبت کنم و راجع به بحث محرم و نامحرم صحبتی داشته باشم و بگویم که در دین ما بعضی از انسان ها هستند که ما باید موی خودمان و بدن خودمان را از آن ها بپوشانیم و اگر با سر و بدن برهنه و یا نیمه عریان در مقابلشان باشیم  گناه کرده ایم. و این بحث محرم و نامحرم در آن روز واسم خیلی جالب بود از آن جا که یکی از دانش آموزان از من سوال کرد:
آقا پسر خاله هم به ما نامحرم است؟ و یکی دیگه هم پرسید پسر عمو چطور؟ هنوز نمی دانستند که پسر خاله و پسر عمو با آدم نامحرمند نمی دونستند که مقابل پسر خاله و پسر عمو واجبه که موهاشون رو بپوشونند و چه بسا وقتی مهمانی هاشون تموم می شد و غریبه ها می رفتند و جمع می شد جمع فامیلی می گفتند: آخیش، و  روسری رو از سر در می آوردند و با یک لباس نامناسب جلوی پسر خاله و پسر عمو می چرخیدند به این عنوان که این ها فامیلند و مثل برادرم هستند و من با این ها از بچگی بزرگ شدم مگه میشه نامحرم باشند؟

در جواب این عزیزان گفتم آیا تا به حال دیدید و یا امکان دارد با برادر خودتان یا پدر خودتان یا عمو و دایی خودتان ازدواج کنید؟ سریع گفتند: استغفرالله این چه حرفیه از شما بعیده؛ ما حتی فکر ازدواج با این ها رو هم نمی کنیم و تا به حال هم ندیده ایم و شرم می کنیم از چنین فکری و بعد گفتم: آیا دیده اید و یا احتمال می دهید یک روزی با پسر عمو و پسر خاله و پسر دایی ازدواج کنید؟ گفتند: خوب بعید نیست احتمالش هست در جواب گفتم: مگر شما نگفتید آن ها مثل برادر شما هستند؟ پس چطور تصور کردید ازدواج با آنان را؟ خود همین یک دلیل ابتدایی است که دلالت می کنه شما با آن ها نامحرمید. اگر توی زمون بچگی با هم مثل برادر و خواهر بودید اقتضای سنتون بوده و الان سن شما اقتضای چیز دیگری را داره .
امیدوارم گوش به حرف دین باشیم و محرم و نامحرم های خودمون را بشناسیم و من این پست را فرصت مناسبی دیدم تا محرم و نامحرم هایی که شرع به ما معرفی کرده است را تا حدودی برای شما عزیزان بیان کنم، و امیدوارم در پست های آینده بطور کامل بتوانم همه محارم و نامحرم ها را معرفی نماییم.


...............................................................................................................................

محارم نسبی پسرها و مردها
1-مادر و مادر بزرگ،هرچه بالا رود                                                  
2-دختر و دختر فرزند، هرچه پایین رود (نوه نتیجه نبیره و....)    
3-خواهر                                                                        

4-خواهر زاده (دختر خواهر)                                              
5-برادر زاده(دختر برادر)                                                   
6-عمه(عمه خود و عمه پدر و مادر)                                    
7-خاله(خاله خود و خاله پدر و مادر)                محارم نسبی دختران و زنان
                                                   1-پدر و پدر بزرگ هر چه بالا رود
                                                   2-پسر و پسر فرزند،هر چه پایین رود(نوه،نتیجه ،نبیره و..
                                                   3-برادر
                                                   4-خواهر زاده(پسر خواهر)
                                                   5-برادر زاده(پسر برادر)
                                                   6-عمو (عموی خود و عموی پدر و مادر)
                                                   7-دایی(دایی خود و دایی پدر و مادر) 




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 بهمن 1390 توسط داود
وقتی یزید از او پرسید چرا گریه می کنی فرمود:چگونه گریه نکند کسی که روپوشی ندارد تا با آن صورتش را از تو و نامحرمانی که در مجلس تو حاضرند بپوشاند.(1)
شاید خود یزید از این حرف تعجب کرده باشد که چگونه می شود، شخصیتی همچون سکینه علیها السلام در چنین وضعیتی برای چنین مسئله ای گریه می کند؛ ولی دوستان یزید نمی داند این ها کسانی هستند که مرگ و شهادت در راه خداوند را نابودی نمی بینند بلکه نابودی را در عمل نکردن به دین و مکتب می بینند، همان دینی که امام حسین علیه السلام برای حفظ آن کشته شد، و اینک حجاب نیز جزئی از آن دین است که باید محفوظ بماند تا ثمره این خون ظاهرتر شود. یزید  گویی نمی داند این ها خاندانی هستند که دستورات الهی را بر خواهش های نفسانیشان ترجیح می دهند، و برای زندگی چند روزه دنیا خود را آلوده نمی کنند. یزید فراموش کرده است این ها فرزندان اسوه حیا و عفت و حجاب فاطمه زهرا هستند. این ها فرزندان فاطمه ای هستند که در مقابل نابینا با حجاب وارد شد و فرمود اگر او مرا نمی بیند من که او را می بینم.(2)
بله دوستان کاروان حسینی که در این روزه ها که گویی شاهد حضور آن ها در شام هستیم با آن که زیر دست دشمن بودند و داغدار و مصیبت زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری آنان را می بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ  شان و مرتبه یک زن پاک دامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز از سخنرانی های افشاگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی ماندند. حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسی برای بانوان در همه دوران و همه شرایط است.

(1)برگرفته از مجله فرهنگی اجتماعی لادستان
(2)بحارالانوار ،ج43،ص91






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 دی 1390 توسط داود
مریض بشیم میریم پیش دکتر مطمئن و تحصیلکرده. خونه بخواهیم بسازیم میریم پیش بنایی که چندین سال سابقه داره و خبره است. لباس بخواهیم بدوزیم دنبال آدم وارد می گردیم کسی که کارش خیاطی است و......اما خیلی جالبه احکام دین را بخواهیم بفهمیم خودمون میشیم متخصص. اصلا گویی هیچ تخصصی لازم نیست. و میگیم دین فهمیدن که کار سختی نیست غافل از این که ما مردمی هستیم که تا زمانی که پیامبران نیامده بودند خدای به آن عظمت را عبادت نمی کردیم و بت می پرستیدیم و اگر خیلی متمدن بودیم خورشید و ماه را می پرستیدیم. آنقدر دین را کوچک گرفتیم که امروزه در بسیاری از تجمعات کسانی که راجع به ساده ترین مسائل شاید اهل نظر نباشند راجع به دین نظر می دهند اون هم با قاطعیت. یادم نمی رود در جلسه ای بودم که صحبت از امام زمان (عجل الله فرجه) شد و در آن جا شخص تحصیل کرده دینی هم بود اما همه نظر دادند ولی یکی از اون شخص سوال نکرد حرف های ما درست است یا نه؟ در حالی که بسیاری از اعتقادادشان مشکل داشت (از جهت مبانی دینی) و این چه کار خطرناکی است در جامعه امروز ما.
بحث حجاب و کیفیت آن یک بحث دینی است که به خاطر تاکیدات دین و قرآن به آن پرداخته شده است اما هر کسی به نوعی نظر میدهد یکی میگه این قدر حجاب از جهت دین مشکل ندارد و یکی.....اما جالب این جاست کسانی که عمری پای درس پیامبر نشستند و پیر شده اند در این راه از هزار سال پیش تا به حال یک جمله می گویند؛ و حد حجاب را یک مسئله میدانند؛ و ما که هیچ درس دینی جزء نهایتا چند سال دانشگاه آن هم خیلی باسواد باشیم در رشته ریاضی و فیزیک و تجربی....یک چیز دیگر می گوییم.
ای کاش برای حد حجاب رجوعی داشته باشیم، به متخصصان دین تا مثل این خواهر عزیز که اشکال کرده بود به تصویری که در پست (شعر و حجاب) گذاشتم، اشکال نکنیم و نگوییم به نظر ما این حد حجاب هم کافی است و حد حجاب دینی را از دین به دست آوریم و از طریق بزرگان از مراجع که نظر خودشان را اعلام داشته اند که نظر آنان قطعا برگرفته از قرآن و شرع است بعد از سال ها تحقیق و سختی کشیدن و گشتن در بین متون دینی و اسلامی.
تمام مراجع تقلید شیعه، پوشش سر، مو و گردن زن مسلمان (بجز پیرزن) را واجب میدانند. و تمام صاحب نظران و متخصصان فقه امامیه، که محل رجوع و استفتاء مردم مومن و مسلمان است، پوشش سر و موی و گردن زن مومن و مسلمان را واجب میدانند. آیات عظام بهجت ،سیستانی،مقام معظم رهبری، فاضل لنکرانی، تبریزی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، صافی و دیگر مراجع عالی قدر بر این فتوا اتفاق نظر دارند. متن این فتوا بدین شرح است :زن مومن مسلمان باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشاند. بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد (و به حدی رسیده که مورد نظر شهوانی است)بپوشاند.









داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 دی 1390 توسط داود
جای غفلت نبود،خواهر من قدر بدان             که در این دار فنا،گوش به زنگ آمده ای
تو گلی هستی و گلچین هوس کرده کمین     شیشه ای هستی و در معرض سنگ آمده ای   
در پست قبلی گفتم شعرای متعهد همچون تاریخ نگاران، زمانه خود را با احساسات لطیف خود وصف می کنند که مردم در چه وضعیتی به سر می برند؛ و چه چیزی برای آن ها اهمیت دارد و عقاید و فرهنگ  نسل و زمانه خود را با زبان هنرشان به آینده انتقال می دهند و جالب است بدانیم این چنین شعرایی مخصوص زمان ایران باستان و قدیم نبوده بلکه در هر دوره ای ما چنین افرادی داریم که تاریخ زمان خود را به زبان شعر به آیندگان انتقال می دهند و این چه انتقال زیبائیست.
یکی از شعرهایی که به نظر من حال و وضع جامعه امروز ما را در مورد حجاب برای آیندگان ترسیم می کند (و تلنگری محسوب می شود برای بعضی از مسئولین فرهنگی که هفته گذشته نیز سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام  راحل بود) در زمینه حجاب و پوشش، شعر شاعر متعهد و توانای کشور ما مرحوم آغاسی در باره حجاب است که به نظر من این شعر فوق العاده است از جهت روشنگری و نصیحت هایی که در آن شده است؛ که قسمت هایی از این شعر را برای شما دوستان می نویسم تا هم از شعر و هم با زحمات بعضی از مسئولین فرهنگی که می توانستند کاری انجام دهند و سکوت کردند آشنا شوید و استفاده ببرید.
در خیابان چهره آرایش مکن                   از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز               در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد                         جلوه ی گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی               فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم این لباس تنگ چیست؟             پوشش چسبان و رنگا رنگ چیست؟
خواهرم این قدر طنازی مکن                  با اصول شرع لجبازی مکن
خواهرم ای عاشق دین مبین                 یک نظر ازواج پیغمبر ببین
دوستان عزیز، درست است که این سالها جنگ ناجوانمردانه فرهنگی و یا طبق فرمایش رهبر عزیزمان شبیخون فرهنگی علیه کشور ما به راه انداخته شده است و کار سختی از جهت فرهنگی بر دوش ماست ولی این نمی تواند دلیل مناسبی برای سکوت مردم جامعه ما باشد و یا سبب کم کاری بعضی از مسئولین فرهنگی شود بلکه باید در این زمانه مردم و مسئولین با کار خدایی و همتی مضاعف و به حکم آیات امر به معروف به جنگ ابر قدرتهای ضد دین غرب و شرق بروند، و افکار و دل عده ای از جوانان ما را که چشمهایشان مسحور سراب های هوس انگیز غرب شده است و در نتیجه وجود خود را که مشغول عریان شدن است را فراموش کرده اند را روشن کنند به زیبائیها، و ارزشهای  انسانی و الهی و آنان را سوق دهند به سمت نور و حقیقت و قرآن جاودان .







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آذر 1390 توسط داود
«منیژه منم دخت افراسیاب                              برهنه ندیده تنم آفتاب»
      «کنون دیده پر خون و دل پر ز درد                          از این در بدان در دور خساره زرد»
هر چه بیشتر به حجاب می پردازیم به عمق و ریشه این فرهنگ بیشتر پی می بریم. واقعا این حجاب چه مسئله مهمی بوده است که این چنین در اشعار گذشتگان و بزرگان ما ریشه دوانیده است. این دوبیتی که نوشتم شعری نیست که امروز و دیروز سروده شده باشد بلکه حدود هزار سال پیش توسط شاعری بزرگ که ما امروزه برای او بزرگداشت و تجلیل از شخصیتش می گیریم یعنی فردوسی سروده شده است. خوب است سری به شاهنامه بزنیم تا بیشتر به فرهنگ گذشته خود مان پی ببریم.
      مرا از هنر موی بُد در نهان                         که او را ندیدی کس اندر جهان
  نمودم همین است آن جادویی                  نه از تنبل و مکر، از بدخویی
          بگفت این وبگشاده چادر زموی                  همه روی ماه و همه مشک موی
   نه کَس موی او پیش از این دیده بود           نه از مهتران نیز بشنیده بود
  به دیدار، پیران فرو ماندند                          خیو زیر لبها برر افشاندند(1)
           
دوستان عزیز یکی از چیزهای که در کنار آثار باستانی و کتب تاریخی، گذشته را به ما معرفی می کند؛ اشعار شعراست که به ما می رسانند، با زبان شعر و هنرشان که مردم در چه وضعیتی بودند که اگر نبود اشعار شعرا شاید این نگاهی که امروز ه به جوامع سابق داریم را نداشتیم. در هردوره ای هنرمندان متعهد وضعیت جامعه خودشان را با زبان شعر برای ما بازگو می کنند که این کار را نیز شاعر بزرگ ایران زمین، فردوسی در حدود هزار سال پیش در شاهنامه خود انجام داده است. آری دوستان شعر در وصف حجاب زیاد سروده شده است ولی چنین اشعار پر محتوایی که نمونه ای از آن را ما نقل کرده ایم از زبان فردوسی شخصیت کم نظیر در فرهنگ و ادب فارسی چیز دیگری است.


(1)شاهنامه فردوسی






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر 1390 توسط داود
خیلی عجیب است در یک روز دو برادر بهتر از جان را سر ببرند، دو فرزندت را در مقابلت بکشند؛ اما تحمل کنی و عجیب تر آن که بر سر بالین فرزندت نروی شاید برادرت خجالت بکشد. طفل شش ماهه را ببینی که از تشنگی به نفس زدن افتاده و به جای آب او را با تیر سه شعبه در بالای دستان پدرش سیراب می کنند؛ و اشک های زیبای برادر را ببینی و صبر کنی و نیز ببینی که به دختر کوچکی در صحرای پر از خار با پای برهنه رحم نمی کنند و گوشواره را با گوش با دستان خشن و محکمشان می کشند.
این مصائب هر کدام به تنهایی مردانی را از پای در می آورد. اما در مجلس قضاوت یزید ملعون شکایت این خاندان چیزی دیگری است. آن چیزی که فکر آنها را بیشتر مشغول کرده چیز دیگری است که ما کمتر به آن پرداخته ایم. وقتی در مجلس یزید وارد می شوند، حضرت زینب (س)در آن خطبه معروف از غذا و سختی راه چیزی نمی گوید که به چه وضعی آنها را به آنجا آوردند بلکه از چیزی دفاع کرد که جامع امروز ما به سمت فرار از آن است آری او از حجاب و عفاف خود دفاع کرد و رو کرد به یزید و فرمود:
آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی، و دختران پرده نشین رسول خدا را اسیر کنی، و شهر به شهر بگردانی؟ و صورت آنان را نمایان سازی تا دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند؛ و بومی و غریب چشم به آن ها بدوزند و نزدیک و دور و شریف و فرو مایه تماشایشان کنند؛ در حالی که از مردان آنها یاری کننده ای همراهشان نباشد و از یاری کنندگان آنان مددکاری نباشد. (1)
واقعا در حجاب چه چیزی نهفته است، که این چنین سخت از آن دفاع می کنند. ای کاش به جای گریه کردن بی بصیرت بر این خاندان کمی از دغدغه های آن ها را که یکی از آن حجاب است را اجرا کنیم، و این نباشد که بی حجاب بر امام بیمار  صحرای کربلا (امام سجاد علیه السلام ) گریه کنیم در حالی که این امام بزرگ در آن روز برای کم بودن چادر همسرش بر درگاه خداوند آهی می کشد، و می فرماید:
ای کاش مادرم مرا نمی زائید، و این روز را نمی دیدم.(2) بله ای خواهرم بیایید از کربلا درس حجاب و عفت بگیریم، و فقط درس گریه نگیریم.


(1)حجاب بیانگر شخصیت زن، ص118
(2)گوهر صدف، صفحه 59






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 آذر 1390 توسط داود
یکی از برنامه هایی که از تلویزیون گاها پخش می شود، برنامه "راه اینجاست" می باشد؛ که به صحبت ها و دیدگاه های امام راحل می پردازد؛ که امام خمینی  عزیز که در قلوب بسیاری از مردم عدالت خواه و دین دار عصر ما جای دارد، چه دیدگاهی در مسائل کشوری از نگاه دینی دارد. اما تا زمانی که من گوش دادم، چیزی از امام عزیز راجع را به حجاب نشنیدم؛ و این شد که با خودم فکر کردم که چه خوب می شود اگر بتوان دیدگاه امام راحل را در بحث حجاب بنویسم که به یکی از نوشته های آن حضرت در صحیفه نور رسیدم، به نظر من بسیار زیبا و حکیمانه آمد و برای همین برای شما دوستان عزیز هم در این پست می نویسم تا شما هم از زیبایی کلام این عزیز بلند مرتبه نهایت استفاده را ببرید. امام راحل می فرماید:
زن در دو مرحله مظلوم بوده است یکی در جاهلیت؛ در جاهلیت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از آن محسوب می کردند. اسلام زن را از آن لجنزار بیرون کشید.
زمان جاهلیت زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت، پایین کشیدند در یک موقع دیگر در ایران ما زن مظلوم شد و آن در دوره ی شاه سابق و شاه لاحق بود با اسم این که زن را می خواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیداند. زن را از آن مقام معنویت که داشت شی ء کردند به اسم آزادی ....،آزادی را از زن و مرد سلب کردند. در صورتی که زن انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند. مبدا همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود و مع الاسف زن را به صورت یک لعبه در آوردند. این پسر و پدر.... (رضا شاه و فرزندش)آن قدر جنایات که به زن کردند به مردان نکردند.(1)
ما نمی توانیم و اسلام نمی خواهد که زن به عنوان یک شی ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد ما هرگز اجازه نمی دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و وسیله ی هوسرانی باشند.
خداوند  شما را با کرامت خلق کرده است، آزاد خلق کرده است. خداوند همان طوری که قوانینی برای محدودیت مردها در حدود این که فساد بر آنها راه نیابد دارد، در زن ها هم دارد. همه برای صلاح شماست. همه قوانین اسلامی برای صلاح جامعه است. آنها که زن ها را می خواهند ملعبه  ی(بازیچه) مردان و ملعبه ی جوان های فاسد قرار بدهند خیانتکارند. زن ها نباید گول بخورند؛ زن ها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود با سر باز و لخت! این مقام زن نیست؛ این عروسک بازی است نه زن. زن باید شجاع باشد. (2)


(1)صحیفه ی نور،ج6،ص185
(2)صحیفه ی امام، ج6، ص302





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390 توسط داود
اگر زنی به شوهر خودش در مسیر زندگی نگوید دوستت دارم واسه نوع مرد شاید تفاوت چندانی نکند؛ اما اگر مرد به زن ابراز محبت نکند این برای نوع زن آزار دهنده است، که نکند مرد به او بی توجه شده است؟ حال اگر در این جا مرد بی تفاوت گذر کند و بگوید  این که چیزی نیست تا زن بخواهد ناراحت شود و زن را با خود مقایسه کند متوجه تذکر دین می شود که چرا نسبت به همسرت چنین کردی. (1)
زن و مرد در انسانیت با هم برابرند؛ ولی در خلقت و احساسات دو موجود متفاوت هستند. دوستان عزیز مسائلی هست در دین که گاها خانم ها آن مسائل رو با روحیات خودشون می سنجند و احتمال می دهند که چیزی مهمی نیست؛ پس چرا دین به آن اهمیت داده؟ ولی اگر مدتی در وجود مرد بودند متوجه می شدند که مرد در همان مواردی که آن ها رعایت نمی کنند چقدر اذیت می شود و به ظاهر سعی می کند چیزی نگوید و بعضی از آقایون هم که تذکر می دهند بخاطر امر دین است و چون امر به معروف واجب است می گویند. و شاید بسیاری از زنان اطلاعی از این موارد نداشته باشند و این گرسنگی نگاه به زن را از جانب مردان درک ننمایند و هم چون ماهی ای باشند، که تا از آب خارج نشوند قدر تشنگی را نمی دانند؛ و برای همین است که شخصیتی مثل علویه ام الفخر می گوید:
بسیاری از زنان نمی توانند احساسات واقعی مردان و گرسنگی آنان به زن را درک نمایند؛ به همین دلیل نمی توانند فلسفه وجود پوشش، علت وجوب وقار و طمانینه برای زن در مجامع و محافل و .....را دریابند. (2)
ولی دوستان ما هنوز هم بر اصل وجوب حجاب تاکید می کنیم که حجاب واجب دینی است؛ ولی غیر از واجب بودن این امر خوب است بعضی از بانوان به خاطر انسان بودن و کمک به همنوع خود حجاب داشته باشند؛ و کاری نکنند که مرد این چنین بی رحمانه مورد اذیت و شکنجه واقع شود؛ که اگر این اذیت تداوم یابد هم زن ضرر می کند و هم مرد؛ و از آنجا که مرد قدرت فیزیکی بالاتری دارد، و در اثر این اذیت های روحی ممکن است به حد جوش نزدیک شود و انسانیت و محبت در عفاف را از جانب شما نبیند، ممکن است او هم یا دست به عمل ناشایستی بزند و به زور مرتکب به عمل شنیعی شود و یا اینکه با زبان حیله وارد شود و عفاف کامل را از شما بگیرد و این چیزی جز فساد کامل یک جامعه را در پی ندارد؛ و این مسئله ای است که حتی جاسوسی  انگلیسی مثل مستر همفر نیز به آن اشاره کرده است که می گوید:

در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش کرد تا زنان به بی حجابی و رها کردن حجاب مشتاق شوند .پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی از میان رفت، وظیفه ماموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی بسط دهند.(3)


(1)قول الرجل للمراه انی احبک لایذهب من قلبها ابدا.(الکافی ،ج5،ص569)
(2)یاقوت و مرجان،ص169
(3)خاطرات مستر همفر، ترجمه محسن مویدی ،ص84






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آبان 1390 توسط داود
چرا ما نماز صبح را دو رکعت می خوانیم و یا نماز ظهر را چهار رکعت؟ تا حالا این سوال را شنیده اید؟
به همان دلیلی که نماز صبح را دو رکعت می خوانیم و نماز ظهر را چهار رکعت به همان دلیل هم می گوییم باید حجاب ما به چه اندازه و به چه کیفیتی  باشد.
دوستان عزیز، ما در قران آیه ای که دلالت بر رکعات نماز کند نداریم؛ و این را از پیامبر و معصومین شنیده ایم و پیروی کرده ایم که کیفیت و اندازه نماز را چگونه انجام دهیم و از همان پیغمبر هم شنیده ایم که فرمود: زن بی حجاب بوی بهشت را استشمام نمی کند. (1)و همان پیامبری که ما از او در مسائل نماز اطاعت میکنیم بر احوال زنان بی حجاب گریستند و شبی که از معراج برگشتند چه بد توصیف کردند احوال زنان بی حجاب را.(2)
پیامبری که خداوند در قران در وصفش می فرماید: و ما ینطق عن الهوی (پیامبر کسی است که از روی هوی و هوس صحبت نمی کند)(3) و در جای دیگر می فرماید: و ما اتاکم الرسول فخذوه ....(آن چه که پیامبر برای شما آورد بگیرید)(4)پس آیا همین که ما این همه روایات از پیامبر داریم در بحث حجاب آیا خود دلیل قانع کننده ای بر وجوب حجاب نیست؟ زیرا اصل وجوب حجاب در قرآن آمده و تفسیر و توضیح این آیات بعهده پیامبر و اهل بیت است که برای ما بیان می کنند. وگرنه اگر بخواهیم اشکال کنیم که ما حرف پیامبر را نمی خواهیم جدای از این که در بسیاری از مسائل تکلیفیمون مثل تعداد رکعات ....با مشکل مواجه می شویم، خلاف قران نیز عمل کرده ایم. یکی از مواردی که به ما کمک می کند تا به اهمیت وجوب حجاب در اسلام پی ببریم این است که:
ما با اهل سنت در مواردی اختلاف داریم ولی در بحث وجوب حجاب اتفاق نظر داریم و این خودش دلالت بر وجوب شدید حجاب در شریعت اسلام دارد. آیا این که همه فرقه های اسلامی حجاب را لازم می دانند چیزی است که به صورت اتفاقی به وجود آمده باشد؟ نه دوستان این ها اتفاقی نیست؛ این ها گریه های شدید پیامبر مهربان ما را در وصف انسانهای بی حجاب دیده اند. این ها شنیده اند آن زمانی که پیامبر از معراج برگشته بود می فرمود: دیدم زنانی از امتم را که به مویشان آویخته شده بودند و این ها کسانی بودند که در دنیا مویشان را از نامحرم نمی پوشاندند. دیدم زنانی از امتم را که گوشت بدن خود را می خوردند و این ها کسانی بودند که بدنشان را برای نامحرمان تزئین می کردند. (5)
دوستان روایات در این باب زیاد است که مسلمانان از پیامبر شنیده باشند و چقدر خوب است به خودمان مراجعه ای داشته باشیم که آیا خوب است بخاطر گناهی که هیچ فایده ای برای ما ندارد و شاید لذتی لحظه ای داشته باشد، با اصول شرع لجبازی کنیم .


(1)فروع کافی،ج 5،ص521
(2)وسائل الشیعه،ج7،ص156
(3)سوره نجم،آیه 3
(4)سوره حشر،آیه 7
(5)وسائل الشیعه ،ج7،ص156






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آبان 1390 توسط داود
ممکن است دوستی بگوید آقا داود، شما حجاب در یهود و مسیحیت و حجاب در زمان ایران باستان را گفتید؛ خوب این ها به ما چه ارتباطی دارد. اصلا مگه آن ادیان یا ایران باستان می توانند الگوی ما باشند. مگه نه این که دین اسلام کامل ترین و بالاترین ادیان است و ما هم مسلمانیم چرا حجاب در اسلام را معرفی نمی کنید؟
خوب، این حرف منطقی است ولی این که ما آنها را معرفی کردیم خواستیم گفته باشیم که عقیده به حجاب فقط در دین اسلام نیست؛ بلکه در همه عقاید و ملل این عقیده وجود دارد. و در این پست و پست های بعدی سعی می شود بیشتر به حجاب در اسلام پرداخته شود .
دوستان عزیز من، برای حجاب در اسلام علاوه بر روایاتی که داریم که دلالت بر واجب بودن حجاب میکند؛ آیاتی از قران هم داریم که صریحا به بحث حجاب می پردازد. از جمله آیاتی که حجاب را به ما معرفی میکند آیه 59سوره احزاب است. خداوند در این آیه به پیامبرش می فرماید: ای رسول ما به همسران و دختران خود و به زنان مومنان بگو: جلبابها را (روسری بلند) بر خویشتن فرو افکنند این کار برای اینکه شناخته شوند (از کنیزان) و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است(1) (گویی در این آیه می خواهد گفته شود که برای دنیای خودتان هم که هست حجاب داشته باشید)
دوستان عزیز من؛ به نظر شما آیا این آیه، صریح در حجاب نیست؟ این یکی از آیات مرتبط به حجاب بود در آیه ای دیگر خداوند جایگاه حجاب و محجبه ها را بالا می برد و زنان را در جایگاه والاتری قرار می دهد ما در این زمینه آیه 31سوره نور را داریم که دلالت بر حجاب می کند. در قسمتی از آیه خداوند به پیامبرش چقدر زیبا و لطیف می فرماید: به زنان با ایمان بگو: (تعبیر زیبایی که در اینجا به نظر من به کار رفته این است که خداوند نمی گوید به زنان بگو و یا نمی گوید به زنان مسلمان بگو بلکه می گوید به زنانی که به من ایمان دارند و به دنبال کمال انسانی هستند بگو)زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایید و روسری خود را بر سینه خود افکنید و زینت خود را آشکار نسازید جز برای شوهران یا پدرانتان و.....(2)در آخر آیه می فرماید: همگی به سوی خدا باز گردید؛ ای مومنان تا رستگار شوید. (و خدا می داند چه ارتباطی بین حجاب و رستگاری است. )


(1)احزاب59. یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنینعلیهن من جلابیهن....
(2)نور31.و قل للمومنت یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ....







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آبان 1390 توسط داود
((فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوء تهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه)) (1)
(و چون از آن درخت تناول کردند زشتی هایشان اشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند)
این چند وقته برای این که حجاب را به اثبات برسانم با هم به خیلی جاها رفتیم از ایران باستان، از زمان ساسانیان گرفته، تا مادها و از ادیان، از مسیحیت تا به یهودیت گفتیم که راجع به حجاب چه دیدگاهی دارند خیلی جالب بود همه قائل به حجاب بودند؛ البته با کمی تفاوت در پوشش. از این برخورد ادیان و حکومت ها با حجاب آیا نمیشه به این نکته رسید که حجاب یک امر فطری هست؟ به نحوی که حکومت های غیر الهی هم با توجه به فطرت سالم خودشان در آن زمان که تبلیغات ماهواره ها و کارخانه های عظیم نبود به آن اهمیت می دادند و در واقع به ندای فطرت سالم خودشان لبیک می گفتند؛ مثل الان نبود که گاها فطرت ها مثل مرغ های ماشینی و میوه جات ما که دست کاری شده اند فطرت ها هم دست کاری شده باشد.
بله دوستان، زمانی که مسئله ای در تمام قانون ها باشد فطری محسوب می شود؛ و حجاب هم از این دسته مسائل است و کافیست که برای پی بردن به حجاب به حقیقت خود و به فطرت خود مراجعه کنیم تا دریابیم حجاب فطری یعنی چه؟ و خیلی جالب است؛ این فطری بودن حجاب را قران چقدر زیبا بیان می کند که قسمتی از آیه را در ابتدای مطلب نوشتم. قرآن در این آیه که به روشنی دلالت بر فطری بودن حجاب می کند می فرماید:
بعد از این که حضرت آدم و حوا از میوه درخت ممنوعه خوردند و لباس آن ها فرو ریخت به اولین چیزی که روی آوردند پوشش بود؛ (2) (و این در حالی بود که نامحرمی در بین آن ها نبود) آیا این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ ها، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هر یک به دیگری صورت گرفته باشد، بیانگر فطری بودن پوشش در انسان نیست؟



(1)سوره اعراف ایه22
(2)همان





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آبان 1390 توسط داود
تا چند وقت پیش گمان میکردم آنچه که از حجاب درباره ایرانیان به دست ما رسیده است فقط از منابع غیر اسلامی و غیر دینی است. ولی چند وقت پیش یک داستانی رو خوندم که متوجه شدم حجاب ایرانیان در متون اسلامی هم به طور ضمنی وارد شده است. داستان جالب و آموزنده ای  بود، فکر کنم تعریفش برای شما هم خالی از لطف نباشد.
همان طور که می دونید سلسله ساسانیان آخرین سلسله پادشاهی دوران ایران باستان است؛ که این سلسله به دست اعراب مسلمان منقرض شد و بعد از آن که ایرانیان به دست مسلمانان اسیر شدند و طبق روال آن دوران هر گروهی که پیروز می شد اسیرانی را نیز بدست می آورد (بعدها با سیاست های اسلامی این سنت برده گیری تا حدود زیادی از بین رفت) سه تن از دختران پادشاه ساسانی هم جزء اسراء بودند که آنان را با اموال فراوانی نزد عمر آوردند. شاهزادگان ایرانی که خود را با پوشش و نقاب پوشانده بودند، رو به روی عمر ایستادند. عمر که در آن زمان خلیفه ظاهری اسلام بود دستور داد که پوشش را از صورت بگیرند تا دیگران آن ها را ببینند و خریداران پول بیشتری برای آنان بپردازند. دختران کسری از برهنه کردن صورت خودداری کردند؛ و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و او را از خود دور ساختند. عمر ناراحت شد و خواست با تازیانه آنان را وادار به برداشتن حجاب نماید، و این در حالی بود که شاهزادگان ایرانی گریه میکردند، حضرت علی علیه السلام که در مجلس حضور داشتند به عمر فرمودند:
ای عمر در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا شنیدم که می فرمود: بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده گرامی بدارید. عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی علیه السلام آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کردند: با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.(1)
دوستان عزیز اگر این روایت را که به زیبایی دلالت بر پوشش در نزد ساسانیان می کرد را به مطالبی که در کتاب تمدن ساسانی(2) درباره چادر وارد شده است ضمیمه کنیم به ارزش و اهمیت حجاب در نزد ساسانیان پی می بریم و به این نتیجه می رسیم (با توجه به پست های قبلی) که ایران باستان از زمان مادها تا آخر آن یعنی زمان ساسانیان دارای حجاب بسیار کاملی بودند .


(1)السیره الحلبیه ج2 ص234
(2)علی سامی،تمدن ساسانی،ج1،ص186
(3)روایت در تصویر:ارشاد القلوب ج1،ص193





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 آبان 1390 توسط داود
اگر زنی به نقض قانون می پرداخت، مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشته باشد به میان مردم می رفت و یا در دیده همگان نخ می ریست یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود، که همسایگان می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.(1)
 فکر کنم برای شما هم جالب است که بدانید این احکام سخت برای پیروان کدام یک از ادیان است در اسلام که قطعا چنین احکام سختی واجب نشده است.
 بله دوستان عزیز این احکام برای بانوان معتقد یهود است که امروزه به چنین وضعیتی در آمده اند و ادعای دینداری هم می کنند. اثری از حجاب که در آن ها دیده نمی شود هیچ، بلکه به ضد آن هم گاها برخاسته اند. (البته از یهود امروز با توجه به پیشینه ای که در گذشته دارند تغییر احکام الهی چیز عجیبی نیست آن چنان احکام را به نفع خود تغییر می دادند که در قران هم به این حرکت زشت آنان اشاره شده است)(2) در این جا به معتقدان از یهود باید گفت:
در آئین شما آنقدر حجاب گسترده بود که باید صورت و کف دست های زنان هم پوشیده می شد حتی در بعضی مواقع صحبت از پوشاندن زنان نبود، بلکه صحبت از قایم کردن زنان بود و این فکر را به صورت یک عادت در آورده بودید.(3) پس چه شده است شما را که به اسم دین مردم را به سمت خود جلب می کنید، در حالی که دین شما و فرمان خداوند در کتابی که به آن اعتقاد دارید این نیست. در تورات از چادر و برقع و روبنده ای که زنان با آن سر و صورت و اندام خویش را می پوشانده اند، صریحا نام برده شده است، که نشانگر کیفیت پوشش زنان است . برای نمونه در کتاب روت می خوانیم: بوعز گفت: زنهار کسی نفهمد که این زن به خرمن آمده است. و گفت: چادری که بر توست، بیاور.(4)


(1)ویل دورانت،تاریخ تمدن ج12ص30
(2)سوره مائده آیه 13.ویحرفون الکلم عن مواضعه
(3)ابوالقاسم اشتهاردی،حجاب دراسلام،ص50
(4)تورات سفر پیدایش،باب38،فقره14و15





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 مهر 1390 توسط داود
یکی از نعمت هایی که خداوند در کشور به ما عنایت کرده نعمت داشتن ولایت فقیه است؛ تا در غیبت امام عصر از او بهره ببریم و راه گمشده خود را پیدا کنیم ولی فقیه کسی است که فقط به فکر دنیای مردم نیست بلکه برای سعادت اخروی جوامع نیز تلاش می کند ولی فقیه برای یک جامعه اسلامی در حکم یک دیده بان دلسوز و امینی است که هر لحظه احساس خطر کند جامعه خود را نسبت به آن خطر آگاه می کند. یکی از مواردی که رهبر عزیز ما در سال های اخیر نسبت به آن احساس خطر کرده و آن را به عنوان یکی از مصادیق جنگی دشمن با ما تلقی کرده بحث حجاب زن بوده که هشدار به ما دادند که دشمن در این جنگ غیر انسانی و غیر اخلاقی نابودتان نکند و این ویروس مخربی که به نام آزادی در پوشش را که در کشورشان در حال فعالیت است را به شما سرایت ندهند.
دیشب یکی از کلیپ های حکیمانه رهبری درباره حجاب را گوش می دادم، به نظرم مناسب اومد که گزیده ای از آن را بر روی کاغذ پیاده کنم تا شما دوستان عزیز هم بهره مند شوید. مقام معظم رهبری در عظمت زن و حفظ حجاب می فرمایند:
عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مومنانه، درک کنید. زن مسلمان ما این جور است دنیای فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روش های غلط و انحرافی که همراه با تحقیر جنس زن است، بزور به ذهن دنیا فرو کنند. زن برای این که شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشم نواز باشد. این شد شخصیت برای زن؟! بایستی حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوه گری کند تا مردها خوششان بیاید. این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟
عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را بخودش جلب کند؛ این افتخار برای یک زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند؛ این را بیامیزد با عزت مومنانه؛ این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه؛ آن لطافت را در جای خود بکار ببرد، آن تیزی و برندگی ایمان را هم در جای خود بکار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست؛ این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، مخصوص زنهاست؛ این امتیازی است، که خداوند متعال به زن داده است.(1)


(1)گزیده ای از بیانات رهبری در دیدار پرستاران نمونه کشور اردیبهشت 89







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 مهر 1390 توسط داود
از زمانی که این وبلاگ را راه انداختم بحث های جالبی بین من و دوستان وبلاگیم اتفاق می افتد. یکی از دوستان می گفت: که حجاب چیز خیلی بدی است. واقعا بد است، و حتی با آن باید مبارزه کرد. گفتم خوب چرا؟ گفت: اگر حجاب خوب بود، این همه بازیگر در جلوی دوربین با حجاب مبارزه نمی کردند و حجاب را کنار نمی گذاشتند؟ گفتم: این همه بازیگر؟؟؟ گفت: این همه هم نه، ولی بعضی ها را ببین مثل گلشیفته فراهانی و جدیدا مینا لاکانی و عده ای دیگر ....
اگر حجاب خوب بود، این ها حجاب را کنار نمی گذاشتند. حتما بد است که این ها این چنین با حجاب مبارزه می کنند، و به خاطر حجاب از کشورشان دست می کشند. گفتم: می دونی گیر تفکر تو چیه؟ گفت: نه.
گفتم اینه که به قول مولوی سوراخ دعا را گم کردی. گفت: چطور؟ جواب دادم: اولا، همان طور که بازیگرانی داریم که حجاب خود را برمی دارند بازیگرانی داریم که حجاب را به عنوان پوشش برای خود انتخاب کردند که جالب است بدانی اگر قرار است بازیگری ملاک باشد در همون شبی که لاکانی خودش را به جهنم فروخت و علنا دشمنی خودش را به خداوند عرضه کرد خبرنگار آمریکایی به نام مریم فارغ التحصیل رشته خبر نگاری در آمریکا با حجاب در جلوی دوربین حاضر شد. (1)
دوما، همان طور که میدونی، حجاب یک مسئله دینی است و در هر مسئله ای باید به متخصص آن مسئله مراجع کرد ولی در مورد علت حجاب و پوشش به کسی مراجعه کردی که تخصصش هنر بازیگری است و ربطی به حجاب ندارد و چه بسا الان که حجاب خود را برداشته مشغول بازی جدیدی است به نام خیانت به دین و مملکت و شهدا.
سوما این که، مبارزه با دین چیز عجیبی نیست. ما در طول تاریخ انسان هایی داشتیم که به خاطر هوای نفس خود و شهوت خود چشم به روی خیلی از حقیقت ها بستند. ما در تاریخ داریم که عده ای بخاطر قدرت طلبی و ثروت شمیشیر خود را حتی به روی فرزند پیامبر کشیدند، و به طفل شش ماهه او هم رحم نکردند. کسانی دل به هوای نفس خود بسته بودند، که انسان های کوچکی نبودند حالا این ها جای خود دارند. چهارما، ما برای حجاب خود تابع دلیلیم وبهترین دلیل و منطق ما قرآن است. ایا اون ها می تونند بگویند، در قران چیزی از حجاب نیومده (در حالی که آیاتی درباره حجاب داریم)آیا این قدر اطلاعات در زمینه امور دینی دارند که در این مسئله نظر دهند.


(1)شبکه لس آنجلسی لایو
پایگاه اطلاع رسانی زنان نیوزzeynabiun.ir










داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مهر 1390 توسط داود
در صحبتی که با یکی از دوستان وبلاگی داشتم می گفت: خوش به حال مسیحیان و توضیح داد که هم توی این دنیا حال می کنند هم در آخرت گفتم چطور؟ گفت:
ببین توی این دنیا هم زناشون آزاد و راحتند و هم مرداشون، با هر حجابی بیان بیرون مشکلی ندارند و پیش همدیگه راحتند و بعدش هم با این همه صفایی که می کنند چون دین دارند میرن بهشت، و اونجا هم کلی صفا می کنند. گفتم خوب این چیزایی رو که میگی بعضی از مسلمان های خودمون هم انجام میدن بعضی از دختر و پسرهای مسلمون هستند که میگن ما مسلمونیم و بی حجاب هم هستند و هر کاری هم از دستشون بربیاد انجام میدن بعدش هم میرن بهشت چون مسلمونند. گفت:
نه دیگه...... اونا دارند گناه می کنند. گفتم: به نظر شما مسیحیانی که به این شکل رفتار می کنند گناه نمی کنند؟ اگر این بی حجابی که شما می گوئید جزء دین مسیحیت است چرا راهبه ها و یا کشیشاشون این کارو نمی کنند (البته کم کم راهبه ها هم دارند استحاله در اجتماع فاسد خود می شوند) آیا تا به حال در این همه عکسی که از حضرت مریم مقدس منتشر کرده اند دیده ای که حضرت مریم را بی حجاب به تصویر بکشند؟ دوست عزیز این که شما می بینید در یک کشور مسیحی این چنین رفتار می شود دلیل بر این نیست که دین مسیحیت هم همین طور باشد اتفاقا دین مسیحیت مواردی در آن گنجانده شده که از اسلام سخت تر است که از باب نمونه میگم: یکی از آن موارد همین بحث پوشش است که شما فکر می کنید، برهنگی جزئی از دین مسیحیت است. دوست عزیز اجازه بده مطلب را واست مستندتر کنم.
دکتر حکیم الهی استاد دانشگاه لندن در کتاب زن و آزادی پس از تشریح وضعیت زن نزد اروپائیان، در مورد حکم پوشش و حجاب زن نزد مسیحیت، عقاید کلمنت و ترتولیان (دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب این طور بازگو می کند: زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد، مگر آن که در خانه خود باشد زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مومن عیسوی، در نظر خداوند پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است.(1)


(1)الهی،حکیم، زن و آزادی ص 53







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط داود
بعضی از دوستان فکر می کنند حجاب مسئله ای سیاسی است، بعضی گمان می کنند مسئله ای اختلافی است بین مراجع تقلید و....
بر آن شدم که نظرات فقهای بزرگوار را دراین مجموعه جمع کنم تا جوابی باشد به این سوال، که وجوب حجاب نه سیاسی است، و نه اختلافی و نه....بلکه مسئله ای است اسلامی که برگرفته شده  از قرآن و روایات است که همه فقهای شیعه به آن ملتزم بوده و هستند.






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط داود
امروزه کشورهای مدعی آزادی فراوانند، مدعیانی که از لفظ آزادی جز بی بندو باری جنسیش را عملی نکردند و آزادی را تعریف نکردند در عمل، بجز شهوت و شهوت رانی و آن قدر در این زمینه تلاش کردند که بتوانند اگر یک روز زنی را دیدند و به او تمایل پیدا کردند زودتر به او برسند بدون کمترین درد سری. و دنیایشان را تبدیل به یک کاباره ای بدون محدودیت کردند که گویی هیچ پیامبری در طول تاریخ نیامده و هیچ کتابی نازل نشده است و هیچ مبدا و معادی نیست در حالی که بالاترین نشانه های الهی را در این دنیا نظاره گر هستند . ای کاش این مدعیان آزادی مقداری از حقیقت این ادعا را در کشورشان عملی می کردند ای کاش.....
در میان کشورهای غربی فرانسه را به اصطلاح مهد آزادی می دانند، اما مدتهاست در این کشور آزاد بسیاری از دختران مسلمان بخاطر حفظ حجاب از مدارس اخراج می شوند. از جمله دخترانی که از مدرسه فرانسه برای رعایت حجاب خود و خواهر 15ساله اش اخراج شدند راضیه نادران که ده سال بیشتر ندارد می باشد. وی در نامه ای چنین می نویسد:
روزها می گذشت و من به مدرسه می رفتم و هر روز مدیر برای پدرم نامه می فرستاد. از او درخواست می کرد اجازه دهد تا من بی حجاب به مدرسه بروم . فکر می کرد که من حجابم را به اجبار پدرم ، رعایت می کنم !
در آخرین نامه ای که در 7نوامبر (16آبان)نوشت گفت: اگر راضیه روسریش را درنیاورد دیگر حق مدرسه آمدن ندارد ! این نامه را صبح به من داده بود و بعداز ظهر وقتی برای آوردن وسایلم به مدرسه رفتم دیدم مثل فرمانده پادگان با تنی چند از معلمان جلوی در ایستاده بود و به خیال این که من می خواهم به کلاس بروم با عصبانیت و خشونت گفت :
نه، نه راضیه !
من در آن موقع ناراحت شدم و بغض گلویم را فشار می داد ولی با این حال به او گفتم : من برای برداشتن وسایلم آمده ام ! من از آن روز دیگر به مدرسه نمی روم و در خانه درسهایم را ادامه می دهم، اما این برخورد بد و بی ادبانه مدیر را هرگز فراموش نمی کنم. من تا به حال چند مصاحبه داشته ام . در جواب خبرنگار شبکه سه تلویزیون فرانسه که پرسید آیا به حجابم ادامه می دهم یا نه، گفتم: حجاب در اسلام از نه سالگی برای ما دختران واجب است . من بازی کردن با بچه ها و مدرسه رفتن را دوست دارم ولی دینم و حجابم را از همه چیز بیش تر دوست دارم و حاضرم در خانه تنها باشم ولی خدا از من راضی باشد .

 




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط داود
شاید زیاد پیش آمده باشد که شنیده ایم عده ای اعتراض کرده اند و فریاد سر داده اند نسبت به دولت، و یا دیده ایم که صداوسیما پیگیر شده است نسبت به این که، مسئولین محترم چه می کنید! فرهنگ ما، آثار باستانی ما، تخت جمشید و بیستون ما و جدیدا که می گویند سی وسه پل ما از بین رفت، چرا به فکر نیستید. و می گویند: این ها گذشته و افتخار و تمدن ماست و البته درست هم می گویند.
ولی یک سوال فقط در این مسئله باقی می ماند که ای بزرگوارانی که این قدر علاقه به تمدن و گذشته ایران دارید و می خواهید حتی خرابه های گذشته هم خراب تر از این نشود. چرا شما به فرهنگ حجاب که یادگار ایران کهن هست نمی پردازید؟ درست است که شاید عده ای علاقه به حجاب نداشته باشند ولی آیا ما نباید به عنوان حداقل یک ایرانی میراث دار تمدن کهن مان برای آیندگان باشیم. آیا می دانستید که حجاب علاوه بر اسلام ریشه ای ایرانی نیز دارد و قبل از ظهور اسلام ایرانی ها حجاب داشتند، حجابی خیلی بیشتر از اعراب، و اسلام مهر تائید به حجاب نزد ایرانیان زد (البته نه به آن سختی که نزد ایرانیان بود)و این حجاب آن چنان بود که بنا به گفته شهید مطهری در کتاب بررسی حجاب، بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیر عرب حجاب ار آن چه که در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وجود داشت شدید تر شد.(1)در کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت آمده است :
زنان طبقات بالای اجتماع جرات آن نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند، هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش(اختلاط)کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از آنان به نظر نمی رسد. (2)و از دایرة المعارف لاروس بدست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است . بله دوستان حجاب در دوره مادها و هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان بوده که برای مطالعه بیشتر می توانید به کتاب پوشاک باستانی ایرانیان مراجعه کنید. دوستان عزیز حجاب و یا پوشش چیزی نیست که امروز یا دیروز بوجود آمده باشد و این چیزی است که علاوه بر تائید دین ما ریشه در فطرت و تمدن ما نیز دارد و بسیاری از انیشمندان ما به این معترفند. و شاید به همین خاطر است که دکتر شریعتی در پاسخ به سنتی بودن پوشش چادر می گوید:
نه! این پوششی که انتخاب می کنید (چادر)بعنوان برگشت به سنت قدیمی نیست، این جلوتر افتادن از مدرنیسم است! این از مدرن شدن جلوتر است. این پوشش سنتی، ملی و تاریخی ماست. (3)
البته دوستان عزیز این که برای داشتن حجاب به ایران باستان استدلال شد برای دوستانی است که ایران دوستی شان فراوان است و تمدن ایران برایشان اهمیت زیادی دارد وگرنه برای یک مسلمان کلام خدا و پیامبر کافی است که اهل حجاب و پوشش باشد.


(1)شهید مطهری، بررسی حجاب
(2)ویل دورانت،ج1.ترجمه احمدآرام
(3)دکترعلی شریعتی،کتاب زن








داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 توسط داود
 هر شاخه که از باغ برون آرد سر                           در میوه آن طمع کند رهگذر

دوستان عزیز این بار می خوام ارزش و زیبایی حجاب را به نوعی دیگر بیان کنم. آیا ما تا به حال  به هیچ با غبانی ایراد گرفته ایم که چرا دور باغ خودت را دیوار می کشی ؟ یا تا به حال به کسی که دور حیاطش را دیوار می گیرد ایراد گرفته ایم؟ آیا به جواهر فروشی که جواهرات خودش را چون در حفاظی قرار می دهد که براحتی دست کسی به آن نرسد ایراد گرفته ایم؟ هیچ انسان عاقلی به این اشخاص ایراد نمی گیرد چون خطر دزد جدی است و اگر کسی هم ایراد بگیرد باید در چشم داشتن او به اموال شک کرد .
در عالم هر چیزی که قیمتی تر باشد باید بیشتر مراقب او بود زیرا بیم دزدیده شدنش بیشتر است، و برای همین است که بسیاری از آثار نفیس را در موزه ها و ویترین ها می گذارند تا با لمس دست از ارزش نیفتد. زن بخاطر ارزش و لطافت خاصی که دارد باید محفوظ بماند که هر روز در تیررس چشمانی ناپاک و دست هایی آلوده قرار نگیرد تا کسانی  که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند و از ارزش و قیمت او بکاهند و از مقامی که امام علی علیه السلام برای زن بیان نموده دور کنند. امام علی علیه السلام در روایتی زیبا می فرمایند:
ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه. (1)
پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ تر از پاداش عفیف پاکدامن نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد، همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست .
اما دوستان با کمال تاسف با پیشرفت و رفاه جوامع فرشته عفت و اخلاق از بسیاری از جوامع رخت بر بست و زنانی که مظهر عفت و حیا و سبب گرمی خانواده بودند بعنوان ابزاری بی مقدار دردست طماعان و هوسرانان در آمدند به نحوی که در فیلمهای اروپایی شاهدیم که زن را عریان تر از مرد به جامعه معرفی کردند و در سراشیبی سقوط قرار دادند و کرامت ذاتی زنان را در زیر غباری از غفلت و فراموشی مدفون کردند و آن شی گرانبها را در بسیاری از جوامع به کمترین قیمت فروختند و زن در نظر مردانی که برای وصول به کعبه وجودش حریمی ملکوتی ساخته بودند کاسته شد.


(1)نهج البلاغه حکمت 474




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط داود
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2