تبلیغات
بانوان - مطالب آذر 1390
جای غفلت نبود،خواهر من قدر بدان             که در این دار فنا،گوش به زنگ آمده ای
تو گلی هستی و گلچین هوس کرده کمین     شیشه ای هستی و در معرض سنگ آمده ای   
در پست قبلی گفتم شعرای متعهد همچون تاریخ نگاران، زمانه خود را با احساسات لطیف خود وصف می کنند که مردم در چه وضعیتی به سر می برند؛ و چه چیزی برای آن ها اهمیت دارد و عقاید و فرهنگ  نسل و زمانه خود را با زبان هنرشان به آینده انتقال می دهند و جالب است بدانیم این چنین شعرایی مخصوص زمان ایران باستان و قدیم نبوده بلکه در هر دوره ای ما چنین افرادی داریم که تاریخ زمان خود را به زبان شعر به آیندگان انتقال می دهند و این چه انتقال زیبائیست.
یکی از شعرهایی که به نظر من حال و وضع جامعه امروز ما را در مورد حجاب برای آیندگان ترسیم می کند (و تلنگری محسوب می شود برای بعضی از مسئولین فرهنگی که هفته گذشته نیز سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام  راحل بود) در زمینه حجاب و پوشش، شعر شاعر متعهد و توانای کشور ما مرحوم آغاسی در باره حجاب است که به نظر من این شعر فوق العاده است از جهت روشنگری و نصیحت هایی که در آن شده است؛ که قسمت هایی از این شعر را برای شما دوستان می نویسم تا هم از شعر و هم با زحمات بعضی از مسئولین فرهنگی که می توانستند کاری انجام دهند و سکوت کردند آشنا شوید و استفاده ببرید.
در خیابان چهره آرایش مکن                   از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز               در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد                         جلوه ی گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی               فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم این لباس تنگ چیست؟             پوشش چسبان و رنگا رنگ چیست؟
خواهرم این قدر طنازی مکن                  با اصول شرع لجبازی مکن
خواهرم ای عاشق دین مبین                 یک نظر ازواج پیغمبر ببین
دوستان عزیز، درست است که این سالها جنگ ناجوانمردانه فرهنگی و یا طبق فرمایش رهبر عزیزمان شبیخون فرهنگی علیه کشور ما به راه انداخته شده است و کار سختی از جهت فرهنگی بر دوش ماست ولی این نمی تواند دلیل مناسبی برای سکوت مردم جامعه ما باشد و یا سبب کم کاری بعضی از مسئولین فرهنگی شود بلکه باید در این زمانه مردم و مسئولین با کار خدایی و همتی مضاعف و به حکم آیات امر به معروف به جنگ ابر قدرتهای ضد دین غرب و شرق بروند، و افکار و دل عده ای از جوانان ما را که چشمهایشان مسحور سراب های هوس انگیز غرب شده است و در نتیجه وجود خود را که مشغول عریان شدن است را فراموش کرده اند را روشن کنند به زیبائیها، و ارزشهای  انسانی و الهی و آنان را سوق دهند به سمت نور و حقیقت و قرآن جاودان .







داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 آذر 1390 توسط داود
«منیژه منم دخت افراسیاب                              برهنه ندیده تنم آفتاب»
      «کنون دیده پر خون و دل پر ز درد                          از این در بدان در دور خساره زرد»
هر چه بیشتر به حجاب می پردازیم به عمق و ریشه این فرهنگ بیشتر پی می بریم. واقعا این حجاب چه مسئله مهمی بوده است که این چنین در اشعار گذشتگان و بزرگان ما ریشه دوانیده است. این دوبیتی که نوشتم شعری نیست که امروز و دیروز سروده شده باشد بلکه حدود هزار سال پیش توسط شاعری بزرگ که ما امروزه برای او بزرگداشت و تجلیل از شخصیتش می گیریم یعنی فردوسی سروده شده است. خوب است سری به شاهنامه بزنیم تا بیشتر به فرهنگ گذشته خود مان پی ببریم.
      مرا از هنر موی بُد در نهان                         که او را ندیدی کس اندر جهان
  نمودم همین است آن جادویی                  نه از تنبل و مکر، از بدخویی
          بگفت این وبگشاده چادر زموی                  همه روی ماه و همه مشک موی
   نه کَس موی او پیش از این دیده بود           نه از مهتران نیز بشنیده بود
  به دیدار، پیران فرو ماندند                          خیو زیر لبها برر افشاندند(1)
           
دوستان عزیز یکی از چیزهای که در کنار آثار باستانی و کتب تاریخی، گذشته را به ما معرفی می کند؛ اشعار شعراست که به ما می رسانند، با زبان شعر و هنرشان که مردم در چه وضعیتی بودند که اگر نبود اشعار شعرا شاید این نگاهی که امروز ه به جوامع سابق داریم را نداشتیم. در هردوره ای هنرمندان متعهد وضعیت جامعه خودشان را با زبان شعر برای ما بازگو می کنند که این کار را نیز شاعر بزرگ ایران زمین، فردوسی در حدود هزار سال پیش در شاهنامه خود انجام داده است. آری دوستان شعر در وصف حجاب زیاد سروده شده است ولی چنین اشعار پر محتوایی که نمونه ای از آن را ما نقل کرده ایم از زبان فردوسی شخصیت کم نظیر در فرهنگ و ادب فارسی چیز دیگری است.


(1)شاهنامه فردوسی






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر 1390 توسط داود
خیلی عجیب است در یک روز دو برادر بهتر از جان را سر ببرند، دو فرزندت را در مقابلت بکشند؛ اما تحمل کنی و عجیب تر آن که بر سر بالین فرزندت نروی شاید برادرت خجالت بکشد. طفل شش ماهه را ببینی که از تشنگی به نفس زدن افتاده و به جای آب او را با تیر سه شعبه در بالای دستان پدرش سیراب می کنند؛ و اشک های زیبای برادر را ببینی و صبر کنی و نیز ببینی که به دختر کوچکی در صحرای پر از خار با پای برهنه رحم نمی کنند و گوشواره را با گوش با دستان خشن و محکمشان می کشند.
این مصائب هر کدام به تنهایی مردانی را از پای در می آورد. اما در مجلس قضاوت یزید ملعون شکایت این خاندان چیزی دیگری است. آن چیزی که فکر آنها را بیشتر مشغول کرده چیز دیگری است که ما کمتر به آن پرداخته ایم. وقتی در مجلس یزید وارد می شوند، حضرت زینب (س)در آن خطبه معروف از غذا و سختی راه چیزی نمی گوید که به چه وضعی آنها را به آنجا آوردند بلکه از چیزی دفاع کرد که جامع امروز ما به سمت فرار از آن است آری او از حجاب و عفاف خود دفاع کرد و رو کرد به یزید و فرمود:
آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پرده بنشانی، و دختران پرده نشین رسول خدا را اسیر کنی، و شهر به شهر بگردانی؟ و صورت آنان را نمایان سازی تا دشمنان، آنان را از شهری به شهری ببرند؛ و بومی و غریب چشم به آن ها بدوزند و نزدیک و دور و شریف و فرو مایه تماشایشان کنند؛ در حالی که از مردان آنها یاری کننده ای همراهشان نباشد و از یاری کنندگان آنان مددکاری نباشد. (1)
واقعا در حجاب چه چیزی نهفته است، که این چنین سخت از آن دفاع می کنند. ای کاش به جای گریه کردن بی بصیرت بر این خاندان کمی از دغدغه های آن ها را که یکی از آن حجاب است را اجرا کنیم، و این نباشد که بی حجاب بر امام بیمار  صحرای کربلا (امام سجاد علیه السلام ) گریه کنیم در حالی که این امام بزرگ در آن روز برای کم بودن چادر همسرش بر درگاه خداوند آهی می کشد، و می فرماید:
ای کاش مادرم مرا نمی زائید، و این روز را نمی دیدم.(2) بله ای خواهرم بیایید از کربلا درس حجاب و عفت بگیریم، و فقط درس گریه نگیریم.


(1)حجاب بیانگر شخصیت زن، ص118
(2)گوهر صدف، صفحه 59






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 آذر 1390 توسط داود
یکی از برنامه هایی که از تلویزیون گاها پخش می شود، برنامه "راه اینجاست" می باشد؛ که به صحبت ها و دیدگاه های امام راحل می پردازد؛ که امام خمینی  عزیز که در قلوب بسیاری از مردم عدالت خواه و دین دار عصر ما جای دارد، چه دیدگاهی در مسائل کشوری از نگاه دینی دارد. اما تا زمانی که من گوش دادم، چیزی از امام عزیز راجع را به حجاب نشنیدم؛ و این شد که با خودم فکر کردم که چه خوب می شود اگر بتوان دیدگاه امام راحل را در بحث حجاب بنویسم که به یکی از نوشته های آن حضرت در صحیفه نور رسیدم، به نظر من بسیار زیبا و حکیمانه آمد و برای همین برای شما دوستان عزیز هم در این پست می نویسم تا شما هم از زیبایی کلام این عزیز بلند مرتبه نهایت استفاده را ببرید. امام راحل می فرماید:
زن در دو مرحله مظلوم بوده است یکی در جاهلیت؛ در جاهلیت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از آن محسوب می کردند. اسلام زن را از آن لجنزار بیرون کشید.
زمان جاهلیت زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت، پایین کشیدند در یک موقع دیگر در ایران ما زن مظلوم شد و آن در دوره ی شاه سابق و شاه لاحق بود با اسم این که زن را می خواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیداند. زن را از آن مقام معنویت که داشت شی ء کردند به اسم آزادی ....،آزادی را از زن و مرد سلب کردند. در صورتی که زن انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند. مبدا همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود و مع الاسف زن را به صورت یک لعبه در آوردند. این پسر و پدر.... (رضا شاه و فرزندش)آن قدر جنایات که به زن کردند به مردان نکردند.(1)
ما نمی توانیم و اسلام نمی خواهد که زن به عنوان یک شی ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد ما هرگز اجازه نمی دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و وسیله ی هوسرانی باشند.
خداوند  شما را با کرامت خلق کرده است، آزاد خلق کرده است. خداوند همان طوری که قوانینی برای محدودیت مردها در حدود این که فساد بر آنها راه نیابد دارد، در زن ها هم دارد. همه برای صلاح شماست. همه قوانین اسلامی برای صلاح جامعه است. آنها که زن ها را می خواهند ملعبه  ی(بازیچه) مردان و ملعبه ی جوان های فاسد قرار بدهند خیانتکارند. زن ها نباید گول بخورند؛ زن ها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود با سر باز و لخت! این مقام زن نیست؛ این عروسک بازی است نه زن. زن باید شجاع باشد. (2)


(1)صحیفه ی نور،ج6،ص185
(2)صحیفه ی امام، ج6، ص302





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390 توسط داود